لغت نامه دهخدا
خام وصول. [ وُ ] ( اِ مرکب ) محصول کلی و عمده. ( ناظم الاطباء ). || مالیات جنسی. مقداری از محصول که برای مالیات برداشته میشود.
خام وصول. [ وُ ] ( اِ مرکب ) محصول کلی و عمده. ( ناظم الاطباء ). || مالیات جنسی. مقداری از محصول که برای مالیات برداشته میشود.
محصول کلی و عمده یا مالیات جنسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آواز نیست پای به دامن کشیده را هر کس که از وصول زند دم رسیده نیست
💡 مؤ من طاق: ولى يك ضامنى بايد معرفى كنيد تا من اطمينان داشته باشم كه شما در هنگامرجعت بصورت انسان خواهيد بود، زيرا ميترسم روز رجعتبشكل خوك در آئيد و من نتوانم طلب خود را وصول بنمايم.(38)
💡 (فرمودند: من ترديد دارم و درست به خاطر ندارم ) مَطِيَّةُ اللَّيْلِ: (قيام در شبها - يا نمازدر شبها - مركب راهوار شب براى حركت و وصول به مقصود است.)(46)
💡 پروردگارا! بخشایش تو امیدوارکننده تر از کار من و رحمتت وسیع تر از گناه من است. خداوندا اگر مرا شایستگی وصول برحمت تو نیست، رحمت تو که دربرگیرنده ی همه ی چیزهاست تواند که مرا نیز دربرگیرد، ای بخشاینده ی مهربان!
💡 اگر به کوی امامم بود مجال وصول رسد به دولت وصلش نوای من به حصول
💡 هدف عبارت است از آن حقيقت مطلوب كه اشتياقوصول به آن، محرك انسان به انجام دادن كارها و انتخاب وسيله هايى است كه آن حقيقت راقابل وصول مى نمايد. (49)