لغت نامه دهخدا
خال زاده. [ دَ / دِ ] ( اِ مرکب، ن مف مرکب ) پسردائی. پسر برادر مادر.
خال زاده. [ دَ / دِ ] ( اِ مرکب، ن مف مرکب ) پسردائی. پسر برادر مادر.
پسر دائی پسر برادر مادر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه هر آدمی زاده از دد به است که دد ز آدمی زادهٔ بد به است
💡 خوکرده به غم، مرغِ قفس زاده چه داند در گلشن ایجاد نشاط طیران را؟
💡 شستهایم از دل به خون عافیت نقش مراد ما همان دم کاندرین نه طاق شش در زادهایم
💡 دعوی کنند چه که براهیم زادهایم؟ چون ژرف بنگری همه شاگرد آزرند
💡 آن پیمبر زاده آخر زمان کایزد بحق از برای جد او را آفرید از طین بشر
💡 در آخرین لحظه فیلمی به کارگردانی ناصر محمدی و نویسندگی احمد نجیب زاده محصول سال ۱۳۵۲ است.