لغت نامه دهخدا
حسین قبائی. [ ح ُ س َ ن ِ ق َب ْ با ] ( اِخ ) رجوع به حسین قبانی بن محمد و ابوعلی حسین شود.
حسین قبائی. [ ح ُ س َ ن ِ ق َب ْ با ] ( اِخ ) رجوع به حسین قبانی بن محمد و ابوعلی حسین شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیا از حله نان تنک باز قبائی دوز و بریان را بپوشان
💡 قبائی بود بر بالای احمد که شد پوشیده سر تا پای احمد
💡 کودکی در بر، قبائی سرخ داشت روزگاری زان خوشی خوش میگذاشت
💡 مکلل به گوهر قبائی پرند چو پروین به گوهر کشی ارجمند
💡 قبائی را که سر مغرور دارد تن آن بهتر که از خود دور دارد