حسین قبانی

لغت نامه دهخدا

حسین قبانی. [ ح ُ س َ ن ِ ق َب ْ با ] ( اِخ ) ابن علی منجم. او راست: «اوضح الدلائل » در علم هیئت. و در 952 هَ. ق. 1545/ م. درگذشته است. ( ایضاح المکنون ج 1ص 150 ) ( معجم المؤلفین ) ( هدیة العارفین ج 1 ص 318 ).
حسین قبانی. [ ح ُ س َ ن ِ ق َب ْ با ] ( اِخ ) ابن محمدبن زیاد نیشابوری مکنی به ابوعلی قبانی محدث و مورخ. متولد در خراسان در سال دویست وده و اندی و متوفی در 289 هَ. ق. / 902 م. سفرها کرد و حدیثها شنید و گفت، و مسندی نگاشت. ( معجم المؤلفین از سیر النبلاء ج 9 ص 18 ) ( الوافی بالوفیات ج 11 ص 111 ) ( تهذیب التهذیب ) ( تذکرة الحفاظ ) ( شذرات الذهب ) ( مرآت الجنان ) ( هدیة العارفین ج 1 ص 304 ). و در برخی موارد قبائی آمده است. و رجوع به ابوعلی حسینی شود.

جمله سازی با حسین قبانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نزار قبانی دانش‌آموخته دانشگاه دمشق بود. وی به زبان‌های فرانسه، انگلیسی و اسپانیولی نیز مسلط بود و مدت بیست سال در دستگاه دیپلماسی سوریه خدمت کرد.

💡 رنا قبانی (عربی: رنا قباني)، روزنامه‌نگار، تاریخ‌نگار فرهنگ و نظریه‌پرداز فمنیست سوری بود. قبانی در دمشق به دنیا آمد اما در نیویورک و جاکارتا پرورش یافت. وی در دانشگاه جرج‌تاون و سپس کمبریج ادبیات آموخت. وی پیش از نقل مکان به لندن، چندین سال در دانشگاه آمریکایی بیروت به تدریس مشغول بود.

💡 (برگرفته از کتاب کوچ پنجره‌ها، حمید رحمانی، ترجمه آخرین دست نوشته‌های نزار قبانی ص ۷۸، انتشارات آوای خاور)

💡 قبانی مؤلف آثاری همچون نامه‌ای به جهان مسیحیت (۱۹۸۹)، داستان‌های امپراتوری: افسانه‌های اروپا از شرق (۱۹۸۶) و زنان در جامعه اسلامی (۱۹۹۲) است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران