لغت نامه دهخدا
حسن تنک. [ ح ُ ن ِ ت ُ ن ُ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حسن سهل و ضعیف:
حسن تنک بتان چه بینم
از دیدن آفتاب توبه.عرفی ( از آنندراج ).
حسن تنک. [ ح ُ ن ِ ت ُ ن ُ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حسن سهل و ضعیف:
حسن تنک بتان چه بینم
از دیدن آفتاب توبه.عرفی ( از آنندراج ).
حسن سهل و ضعیف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت: توکل حسن التجاست بخدای تعالی و صدق افتقارست بدو.