جکش بهدر

لغت نامه دهخدا

جکش بهدر. [ ج َ ش َ ب َ هََ رَ ] ( اِخ ) یکی از دو نام مار افسانه یی منسوب به ستاره زحل در نزد هندوان و نام دیگرش «سَنَک » است. رجوع به تحقیق ماللهند ص 261 شود.

فرهنگ فارسی

یکی از دو نام مار افسانه یی منسوب به ستاره زحل در نزد هندوان و نام دیگرش [ سنک ] است.

جمله سازی با جکش بهدر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه اينها ممكن است، ليكن بايد دانست كه چنين كسى در دنيا و آخرت خود را زيانكار ساختهو سعى و كوشش يك عمر را بهدر داده است.

💡 اين ما هستيم كه اجازه ورود به او مى دهيم و پروانه عبورش را از مرزهاى كشور تن بهدرون قلبمان صادر مى كنيم !

💡 پس بيائيم: اين دل را نگهبانى كنيم، تقوى را پاسدارى نمائيم؛ تا ديو پليد بهدرون آن راه نيابد، دائم الذكر باشيم، چنان باشيم كه وقتى شيطان اطرافدل ما حضور مى يابد و ما را به گناه تحريك مى كند، ماهم عهد خود را با خداى يكتا بهياد آوريم، چنانكه گويا تازه عهد بسته ايم.

💡 در آخرين لحظه هاى عمر رسول مكرم، على (ع ) بر بالين آن سرور بود و در حالى كهسر مبارك رسول (ص ) بر روى سينه على بود چشم از جهان فرو بست. على (ع ) خودبدن مقدس رسول گرامى را غسل داد و كفن كرد و با دستهاى خود - آن پيكر نازنين را - بهدرون قبر برد. على آخرين كسى بود كه از قبر منور محمّد (ص ) بيرون آمد.

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز