لغت نامه دهخدا
جوهر سردار. [ ج َ هََ س َ ] ( اِخ ) فاطمی که بسال 356 هَ. ق.969/ م. مصر را از کف امیر صغیر اخشیدی بیرون آورد و قلعه القهرة را در دره نیل ساخت. این قلعه اساس شهر حالیه قاهره گردید. ( طبقات سلاطین اسلام ص 60 ).
جوهر سردار. [ ج َ هََ س َ ] ( اِخ ) فاطمی که بسال 356 هَ. ق.969/ م. مصر را از کف امیر صغیر اخشیدی بیرون آورد و قلعه القهرة را در دره نیل ساخت. این قلعه اساس شهر حالیه قاهره گردید. ( طبقات سلاطین اسلام ص 60 ).
فاطمی که بسال ۳۵۶ ه. ق. ۹۶۹ میلادی مصر را از کف امیر صغیر اخشیدی بیرون آورد و قلعه القهره را در دره نیل ساخت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعشوه ای که زلیخا برید از او کف دست بفتنه ای که مسیحا گزید ازو سردار
💡 مدیحی نوشتم به سردار جنگ که در وزن و معنی کم از سنگ نیست
💡 پسر گفتش آخر بزرگی دهی به سرداری از سر بزرگان، مهی
💡 بر سردار چون روم بار تو بر دل حزین در گذرانم از ثریا پایهٔ دار خویش را
💡 در سال ۳۶ پیش از میلاد مارک آنتونی، سردار نامدار جمهوری روم، به ایران باستان حمله کرد.
💡 سید مرا بنواخته سردار رندان ساخته هرجا که یابی حاکمی محکوم فرمان منست