لغت نامه دهخدا
تکبیر بستن. [ ت َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) به نماز ایستادن و تکبیرةالاحرام بستن. با گفتن دوبار اﷲاکبر، نمازی را شروع کردن:
درگاه اوست قبله ومن در نماز شکر
تکبیر بسته ام که دلم حقگزار کرد.خاقانی.رجوع به تکبیر شود.
تکبیر بستن. [ ت َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) به نماز ایستادن و تکبیرةالاحرام بستن. با گفتن دوبار اﷲاکبر، نمازی را شروع کردن:
درگاه اوست قبله ومن در نماز شکر
تکبیر بسته ام که دلم حقگزار کرد.خاقانی.رجوع به تکبیر شود.
به نماز ایستادن و تکبیره الاحرام بستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای در زبان رمح تو تکبیر فتح مضمر وی در مسیر کلک تو اسرار چرخ مدغم
💡 تکبیر فنا چاره ی دیوانگی ماست شمشیر بیارید که زنجیر گسستیم
💡 همیشه تا که بقای خداست در عالم فنای خصم تو بادا به نیت تکبیر
💡 فضل الحمد ز تکبیر بسی بیشترست گرچه در خواندن الحمد پس از تکبیرست
💡 به امیری که در احرام نمازش هر شب بانگ تکبیر ز تکبیر رسیدی به هزار