فرهنگستان زبان و ادب
{rotatory power} [فیزیک] توانایی مادۀ فعال نوری در چرخاندن صفحۀ قطبش
{rotatory power} [فیزیک] توانایی مادۀ فعال نوری در چرخاندن صفحۀ قطبش
💡 چو من بمرد از اندیشۀ تو وصلت را حدیث خواه توان کرد و خواه نتوان کرد
💡 آن یار که در صومعه جستی و ندیدی باشد که توان یافت به میخانه طلب کن
💡 دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت عمریست که عمرم همه در کارِ دعا رفت
💡 اگر چه خضر بود ساقی و می آب حیات نمی توان ز لب خشک چون سفال گذشت
💡 می توانی به نگه پاسخ صد مسأله داد که حوالت به لب لعل شکرخا نکنی
💡 کس مانع جولان نیست اما چه توانکردن چون آبله معذورند دامن به ته پاها