تمویه کردن

لغت نامه دهخدا

تمویه کردن. [ ت َ م ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تلبیس کردن. تزویر کردن. خلاف حقیقت آشکار کردن. حقی را باطل یا باطلی را حق جلوه دادن: و ایزد عز ذکره مرا از تمویهی و تلبیسی کردن مستغنی کرده است تا این غایت براندم و آنچه خواهم راند برهان روشن با خویشتن دارم. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 103 ). رجوع به تمویه شود.

فرهنگ فارسی

تلبیس کردن. تزویر کردن.

جمله سازی با تمویه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مس خود را مکن جامی زراندود که پیش ناقدان خوش نیست تمویه

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز