لغت نامه دهخدا
تقصیرمند. [ ت َ م َ ] ( ص مرکب ) بزه مند و مجرم. ( ناظم الاطباء ).
تقصیرمند. [ ت َ م َ ] ( ص مرکب ) بزه مند و مجرم. ( ناظم الاطباء ).
بزه مند و مجرم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون شحنه مرا پنجه ی تقدیر گرفته ست کو آنکه بپرسد به چه تقصیر گرفته ست
💡 مرا جانی ست وآن بی من فدای دوست خواهد شد و گر تقصیر خواهد کرد در عینِ علو باشد
💡 آهوی تو را سوی ایران نظری نیست از ماست چه تقصیر از حال پریشان کمالت خبری نیست هیهات چه تدبیر
💡 زمان انجام تقصیر بعد از سعی می باشد، گرچه لازم نیست فوراً تقصیر کند ولی تا وقتی که تقصیر نکرده است هیچیک از محرّمات احرام بر او حلال نمی شود.
💡 25. (1392) عذر تقصیر به پیشگاه عرفان و تصوف اسلامی (انتشارات مولی)