لغت نامه دهخدا
تریاق اکبر. [ ت َ / ت ِرْ ق ِ اَ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تریاق فاروق، تریاق الافاعی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). داروئی که از گوشت افعی ها بدست آرند. ( ابن بیطار ج 1 ص 48 ).و رجوع به تریاق و تریاق فاروق و تریاق کبیر شود.
تریاق اکبر. [ ت َ / ت ِرْ ق ِ اَ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تریاق فاروق، تریاق الافاعی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). داروئی که از گوشت افعی ها بدست آرند. ( ابن بیطار ج 1 ص 48 ).و رجوع به تریاق و تریاق فاروق و تریاق کبیر شود.
تریاق فارق تریاق الافاعی ٠ داروئی که از گوشت افعی ها بدست آرند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاها طبیب عدلی و بیمار ظلم گیتی تسکین علتش را تریاق عدل در خور
💡 ز هر زمانه گر به قناعت توان شکست باور کنم که من همه تریاق اکبرم
💡 هر کرا مار سر زلفین پر تابش بخست لعل چون تریاق او هم در زمان درمان کند
💡 لطف کن با وی ز تریاق لبم ده شربتی مار مسکین چون برین قلب سلیم افکندهای
💡 نسیم لطفش ار خواهد کند تریاق جانپرور ز زهری کز سر دندان فشاند وقت کین ارقم
💡 زهر در دست تو چون آب حیات ابد است زهرنوشان تو را عار ز تریاق آمد