لغت نامه دهخدا
ترکه مرکه. [ ت َ ک َ / ک ِ م َ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) زنی لاغر و نیکو قامت. با قدی باریک و بلند.با بالایی باریک و موزون و ظریف. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
ترکه مرکه. [ ت َ ک َ / ک ِ م َ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) زنی لاغر و نیکو قامت. با قدی باریک و بلند.با بالایی باریک و موزون و ظریف. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
زنی لاغر و نیکو قامت با قدی باریک و بلند با بالایی باریک و موزون و ظریف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۷- از دیگر ویژگیهای گویش سبزواری این است که در این گویش برای هر پدیدهای اسم مجزایی وجود دارد؛ مثلاً اگر چوب بزرگ باشد از کلمه کنده استفاده میشود یا اگر چوب خیلی کوچک باشد از کلمه خِلَشَه مثل خِلَشِه کبریت استفاده میشود، همینطور اگر چوب تازه باشد و از درخت کنده شده باشند آن را شوش میگویند، یا اگر چوب درخت انار باشد، آن را ترکه میگویند یا مثلاً وقتی چیزی را باد میکند برحسب مورد از فعلهای مختلفی همچون وِرتِلِزگییَن، وِرقُلُپییَن، وِرسُلُمبییَن و … استفاده میشود.