لغت نامه دهخدا
تایچه بندی. [ چ َ / چ ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) تاچه بندی. رجوع به تاچه بندی شود.
تایچه بندی. [ چ َ / چ ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) تاچه بندی. رجوع به تاچه بندی شود.
تاچه بندی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای شب چکنم چاره! من از بهر خدای تنهایی و تیرگی و بندی بر پای
💡 به مطلعم بود آهنگ زله بندی مدح ز قحط ذوق غزل خویش را برین دارم
💡 ورت سد بند بر هر دست و پاییست که هر بندی از آن دام بلاییست
💡 بر گل از عنبر کمندی بستهای گرد ماه از مشک بندی بستهای
💡 ز خون بسمل نازش نگار چون بندی بود به دست تو زیباتر از حنا شمشیر
💡 دارد از هر حلقه زلف تو بندی گردنم کی سر از قید چنان، پیچد گرفتاری چنین