بزر فشانیدن

لغت نامه دهخدا

بزر فشانیدن. [ ب ِ زَ ف َ / ف ِ دَ ] ( مص مرکب ) ( از: ب + زر + فشانیدن ) رجوع به زر فشانیدن و زر فشاندن شود.

جمله سازی با بزر فشانیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من ستان خفته در آن مهد بزر در دهانم شیر میریخت از زبر

💡 سیم سیم آوریت تا باقی است؛ بزر زرگری، نه یی محتاج

💡 اگر فدای تو کردند هرکسی مالی بزر و سیم نمودند جمله جوهر خویش

💡 زمین ز جود کف هر دوان گرفته بزر هوا ز خوی رخ هر دوان بمشگ عجین

💡 این طشت زرنگر که بزر رشته دوختند بر شقّه زمردی پرنیان چرخ

💡 بزر چون دین و دنیا می‌شود راست ز حق هم کیمیا هم زر توان خواست

ایچ یعنی چه؟
ایچ یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز