{electromagnetic surveying} [ژئوفیزیک] روشی برای بررسی بخش های زیرسطحی زمین که در آن امواج الکترومغناطیسی ایجادشده در سطح به زیر زمین نفوذ می کنند و امواج جدیدی در تماس با کان سنگ ها پدید می آورند متـ. کاوش الکترومغناطیسی electromagnetic prospecting
ویکی واژه
روشی برای بررسی بخشهای زیرسطحی زمین که در آن امواج الکترومغناطیسی ایجادشده در سطح به زیر زمین نفوذ میکنند و امواج جدیدی در تماس با کانسنگها پدید میآورند
جمله سازی با برداشت الکترومغناطیسی
💡 اندازهگیریهای دیسک سکی نشان نمیدهند که چگونه میرایی با عمق یا طولموجهای خاص نور تغییر میکند. نورسنجهای زیردریایی میتوانند در عمق ۱۵۰ متر (۴۹۲ فوت) (۱۵۰ متر) کار کنند و میتوانند بخشهای مرئی، فرابنفش و فروسرخ طیف الکترومغناطیسی را ثبت کنند. کدورتسنج و دیدسنج دارای منبع نور خود هستند و میتوانند شفافیت آب را با دقت علمی اندازهگیری کنند.
💡 در چنین شرایطی فقط قبل از فروپاشی وضعیت کوانتومی میتوان به اجرای یک مجموعه از عملیات کوانتومی یا گیت پرداخت. محصور کردن تعداد زیاد کیوبیت منجر به فروپاشی سیستم میشود. هر کیوبیت اضافه، پیچیدگی ماشین را دو برابر خواهد کرد؛ بنابراین لازم است پالسهای الکترومغناطیسی که مسئولیت کنترل سیستم را دارند به شکل بینقصی تنظیم شوند.
💡 کنترل ریز پردازندهها در یک سیستم میتواند استراتژیهای لازم را فراهم سازد و میتوان با استفاده از کنترلهای الکترومغناطیسی و کنترلهای الکترونیکی به اهداف مورد نظر رسید. برای مثال، یک سیستم کنترل موتور اتومبیلی است که میتواند بر اساس سرعت موتور، باری که موتور متحمل میشود و دمای محیط طیف وسیعی از عملکردهای سوخت را به وجود آورد و تنظیم کند.
💡 یک شبکه عصبی پیچیده مانند مغز انسان را تصور کنید که از حدود ۱۰۰ میلیارد سلول عصبی، به عنوان اعضایش، تشکیل شدهاست. مطمئناً کسی نمیپذیرد که هر کدام از این نورونها دارای آگاهی از خود باشند و هر کدام مانند یک ماشین الکترومغناطیسی در حال فعالیت صفر و یکی است. اما سامانه پیچیدهای از این تعداد نورون در مغز ما توانستهاست هوشیاری و آگاهی و فهم را به ارمغان بیاورد.
💡 چندین سازمان اعم از ملی و بینالمللی برای ارتقا همکاری بینالمللی در مورد استانداردسازی (هماهنگی) از جمله انتشار استانداردهای مختلف سازگاری الکترومغناطیسی کار میکنند. در صورت امکان، استاندارد تدوین شده توسط یک سازمان ممکن است با تغییر اندک یا تغییر توسط سایر سازمانها، تصویب شود. این به عنوان مثال به هماهنگی استانداردهای ملی در سراسر اروپا کمک میکند.