بان باسک

لغت نامه دهخدا

بان باسک. [ س َ ] ( اِخ ) نام طایفه ای از طوایف جنوب هند، آنچنان که در باج پران آمده است. ( از ماللهند بیرونی ص 150 ).

فرهنگ فارسی

نام طایفه ای از طوایف جنوب هند

جمله سازی با بان باسک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو عضو گروه جدایی طلب باسک (اتا) به جرم دست داشتن در انفجار شهرک بایکاس در سال ۱۹۹۵ (میلادی)‬، به یک هزار و ‪ ۲۵۳‬سال زندان محکوم شدند.ایرنا

💡 شاریبرت با موفقیت علیه باسک‌ها لشکرکشی کرد، اما پس از مرگ او در سال ۶۳۲، آنها دوباره شورش کردند، در سال ۶۳۵ توسط ارتشی که توسط داگوبرت فرستاده شده بود (که در همان زمان مجبور به مقابله با شورش در بریتانی شد) سرکوب شدند.

💡 خوزه ماریا کوئه‌رختا آلبرو، (سن سباستین، گیپوسکوآ، منطقه باسک، اسپانیا، ۱۷ مه ۱۹۱۹ - ۲۰ ژوئن ۱۹۸۹)، یک بازیکن فوتبال اسپانیایی بود. او در پست دفاع بازی می‌کرد.

💡 وی همچنین در تیم‌های ملی فوتبال زیر ۱۷ سال اسپانیا، اسپانیا، و باسک بازی کرده‌است.

💡 دولت اسپانیا کوتاه زمانی پس از انفجارها گروه جدایی طلب باسک موسوم به اتا را به انجام این حمله متهم کرد.

💡 اندکی پس از انقلاب فرانسه (۱۷۸۹)، جمهوری اول فرانسه استفاده رسمی از زبان‌های منطقه‌ای فرانسه، مانند کاتالان، آلزاسی، برتون، اکسیتان، فلامان و باسکی را ممنوع کرد و سیاست‌های تبعیض‌آمیزی را اعمال کرد.