باج پران
لغت نامه دهخدا
باج پران. [ پ َ ] ( اِخ ) از سانسکریت وایوپرانا پران بمعنی «اول القدیم » است، و هندوان به هیجده پران قایل بودند و اکثر آنها به اسماء حیوان و انسان و فرشتگان مسمی بودند، یکی از آنها باج پران است بمعنی ریح ( باد ). رجوع به تحقیق ماللهند صص 62-63 و فهرست همان کتاب شود.
جمله سازی با باج پران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنون گر تو پران شوی چون عقاب وگر برتر آری سر از آفتاب
💡 بیخودی برد به جولانگه مقصود مرا نیست بی بال و پران را سفری بهتر ازین
💡 آن نغمه بر آور که فتد مرغ هوایی زان رشته گره بر پر بیهوده پران زن
💡 اجل پران شود ناگه به گرد عمر بدخواهان چو در هیجا شود پران خدنگ تیز رفتارش
💡 وگر تخت سلیمان را همی صرصر خداوندا کشید اندر هوا پران بامر داد ده داور
💡 به خانهٔ مهین در همیشه است پران پس یکدگر دو مخالف کبوتر