تحبیر
مترادفها
نقشاندازی، تزیین، برجستهسازی
لغت نامه دهخدا
تحبیر. [ ت َ ] ( ع مص ) نیکو کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). نیکو کردن و آراستن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و منه حدیث ابی موسی: لو علمت انک تسمع لقرأتی لحبرتها لک تحبیراً. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || نیکو نوشتن خط و آراستن سخن و شعر و غیر آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). نیکو و مزین کردن کلام و خط و شعر. ( فرهنگ نظام ). || قرار دادن حِبْر در دوات. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - نیکو کردن، بیاراستن. ۲ - نیکو نوشتن.
فرهنگ عمید
۱. نیکو کردن و آراستن چیزی.
۲. خط زیبا نوشتن.
۳. سخن نیکو گفتن، آراستن سخن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- نیکو کردن بیاراستن. ۲- نیکو نوشتن نیکو نگاشتن. جمع: تحبیرات.
ویکی واژه
نیکو کردن، بیاراستن.
نیکو نوشتن.
جمله سازی با تحبیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شبی بو موسی قرآن میخواند، و رسول خدا سماع میکرد. دیگر روز وی را گفت: «لو رأیتنی البارحة و أنا اسمع لقراءتک»! فقال: اما و اللَّه یا رسول اللَّه! لو علمت انّک تسمع لحبّرته تحبیرا.
💡 فقال تعالی: فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَهُمْ فِی رَوْضَةٍ و هی البستان الذی فی غایة النضارة، و الخضرة. یُحْبَرُونَ یسرّون، و الحبرة السرور و قال ابن عباس: یکرمون، تقول حبره ای اکرمه. و قیل ینعمون. و الحبرة فی اللغة کل نعمة حسنة و التحبیر التحسین الذی یسّر به، و منه قیل للمداد حبر لانّه یحسن به الاوراق، و للعالم حبر لانّه یتخلّق بالاخلاق الحسنة. و قیل هو السماع فی الجنّة یعنی یتنعّمون و یتلذّذون بسماع الغناء. قال الاوزاعیّ: اذا اخذ فی السّماع لم تبق فی الجنّة شجرة الّا وردت. و قال لیس احد من خلق اللَّه احسن صوتا من اسرافیل فاذا اخذ فی السّماع قطع علی اهل سبع سماوات صلوتهم و تسبیحهم. و انّما قال فِی رَوْضَةٍ بالتنکیر لانّ المراد کل واحد منهم بمنزلة رجل فی روضة مونقة لطیب ما فیه، و حسنه و خصّ الرّوضة بالذکر لانّه لیس عند العرب شیء احسن منظرا و لا اطیب نشرا من الرّیاض.