لغت نامه دهخدا
باران زائی. ( اِخ ) طایفه ای از طوایف ناحیه سراوان. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 97 ). از طایفه ناحیه سراوان، از طوایف کرمان و بلوچستان، و مرکب از 3000 خانوار است که در قلاع وزک، شستون، هاشک سکونت دارند.
باران زائی. ( اِخ ) طایفه ای از طوایف ناحیه سراوان. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 97 ). از طایفه ناحیه سراوان، از طوایف کرمان و بلوچستان، و مرکب از 3000 خانوار است که در قلاع وزک، شستون، هاشک سکونت دارند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهان افروز از او حیران فرو ماند چو باران اشک از مژگان فرو راند
💡 صفای گلشن دلها به ابر و باران نیست که این وظیفه محول به اشک و آه من است
💡 غرقه در خون دلم از چشم نمناکم چه باک فکر باران کی کند آن کو به طوفان خو گرفت
💡 در پاییز ۱۳۹۳ اداره کل حفاظت محیط زیست استان گیلان اعلام کرد که: بارش بیسابقه باران، وسعت تالاب استیل را به مساحت واقعی سه دههٔ گذشته رسانید.
💡 رخ تو و اشک مرا کیست که خود دید و نکرد هوس باده که آن گلشن و این باران است