باتو اغول

لغت نامه دهخدا

باتو اغول. [ ]( اِخ ) باتو فرزند گیوک خان بن اوکدای قاآن:... و باتو برادران خود برکه اغول و توقاتیمور را با سپاه گران در مصاحبت منکوقاآن بموضع کلوران فرستاد تا به تشیید بناء دولت او قیام نمایند و چون ایشان بمقصد رسیدند به احضار شاهزادگان و امراء و نوئینان فرمان دادند و جمعی از آن طبقه مانند یسومنکا، بیسومنکا ولد جغتای خان و شیرامون بن کوجوی و باتواغول ولد گیوک از امتثال آن مثال [قبول سلطنت منکوقاآن ] سر باززده گفتند که شایسته سریر خانی کسی است که از نسل اوکدای قاآن باشد.. ( حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 55، 58، 60 ).

جمله سازی با باتو اغول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا به کی بر دل زغیرت زخم پنهانی خورم باتو یاران می خورند و من پشیمانی خورم

💡 مرا بگوی کز اینجا چگونه خواهی رفت نه باتو توشه راه و نه چاکرو نه غلام

💡 چون سخنانش تمام شد برگشتم و كسى را نديدم، از مادرم پرسيدم كه: مادر با منبودى ؟ گفت: من قرآن مى خوانم باتو نيستم.

💡 منطقه باتو فرینگی به علت قرار گرفتن در امتداد ساحل شمالی جزیره پنانگ، از زمین‌لرزه و سونامی ۲۰۰۴ اقیانوس هند ضربه سختی خورد.

💡 از بهر سه بوسه که مرا از تو وظیفه ست هر روز مرا باتو دگر گونه شماریست

💡 اى على عليه السلام ! اگر تو بر سيره سه خليفه گذشته استوار بودى، هرگز باتو مخالفت. جنگ نمى كردم، بلكه مطيع و فرمانبردار تو بودم.

اولدوز یعنی چه؟
اولدوز یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز