لغت نامه دهخدا
باب اسفیش. [ ] ( اِخ ) مافروخی در وصف ابواب مدینه جی آرد: «و باب ماه الذی یسمی باب اسفیش ». ( محاسن اصفهان چ سیدجلال طهرانی ص 92 ). و رجوع به ص 93 همان کتاب و ترجمه محاسن اصفهان چ اقبال ص 16 و 17 شود.
باب اسفیش. [ ] ( اِخ ) مافروخی در وصف ابواب مدینه جی آرد: «و باب ماه الذی یسمی باب اسفیش ». ( محاسن اصفهان چ سیدجلال طهرانی ص 92 ). و رجوع به ص 93 همان کتاب و ترجمه محاسن اصفهان چ اقبال ص 16 و 17 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه مثل او نیابی هیچ کس در هیچ فن وانکه جنس او نبینی هیچکس در هیچ باب
💡 وانکه از دیباچهٔ نعتت کند بابی رقم در قیامت بر رخش یزدان گشاید هشت باب
💡 نافچ مسجد- عمارت اربابی- حمام - دو باب عصار خانه - دوباب آسیا ملکی خانباباخان
💡 گر ز دست او بیفتد بر فلک یک فتح باب دود آتش همچنان باران دهد کابر مطیر
💡 جویا ندید از غم عشق تو فتح باب امیدها ز هر چه که بر دل گماشت داشت
💡 جناب شيخ اكبر در باب پانصد و پنجاه و هشت فتوحات در حضرت ابداع فرمايد: