انقلاب رحم
لغت نامه دهخدا
انقلاب رحم. [ اِ ق ِ ب ِ رَ ح ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) علتی در رحم: سبب این علت دو نوع است یکی آنکه قوت عظیم برحم برسد چون دشخواری زادن و تهور قابله یا بانگ عظیم کردن یا چیزی گران برداشتن یا از جای بلند افتادن و جستن یا زخمی و آسیبی رسیدن یا ناگاهی در پیش خویش ماری بیند یا دیواری بشکند و خانه ای بیفتد. دوم آنکه رطوبتی غلبه کند و رباطها را بخورد و تباه کند و بسیار باشد که رحم بجملگی بیرون افتد این علت راانقلاب رحم و عقل نیز گویند و خداوند این علت را عقلا گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
فرهنگ فارسی
علتی در رحم: سبب این علت دو نوع است یکی آن که قوت عظیم به رحم برسد چون دشخواری زادن و تهور قابله یا بانک عظیم کردن یا چیزی گران برداشتن یا از جای بلند افتادن و جستن یا زخمی و آسیبی رسیدن نا گاهی در پیش خوش ماری بیند یا دیواری بشکند و خانه ای بیفتد. دوم آن که رطوبتی غلبه کند و رباط ها را بخورد و تباه کند و بسیار باشد که رحم بجملگی بیرون افتد این علت را به تازی انقلاب رحم و عقل نیز گویند و خداوند این علت را عقلا گویند.
جمله سازی با انقلاب رحم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از ورقگردانی وضع جهان غافل مباش صبح و شام اینگلستان انقلاب رنگهاست
💡 جهانگیر شاه و جهاندار باش مبادت ازین دار و گیر انقلاب
💡 در بلند و پست دنیای اسیر انقلاب زورق عمرت تباهی گشته در موج سراب
💡 چنان نگشت در انقلاب مستحکم که با کلید تقاضای دور گردد باز
💡 بخسب تا ببینی ز انقلاب زمان ستارها شده تاریک و آسمانها پست