فرهنگستان زبان و ادب
آمایش معنایی
{semantic priming} [روان شناسی] نوعی آمایش که در آن عرضۀ یک واژه یا نشانه، تفسیر واژه یا نشانه ای دیگر با معنایی مرتبط را تحت تأثیر قرار می دهد
آمایش معنایی
{semantic priming} [روان شناسی] نوعی آمایش که در آن عرضۀ یک واژه یا نشانه، تفسیر واژه یا نشانه ای دیگر با معنایی مرتبط را تحت تأثیر قرار می دهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهگویی نوعی فرایند زبانی است که در آن عبارات و واژههای ناخوشایند، توهینآمیز، یا دشواژه جای خود را به جملات و کلماتی میدهند که بار معنایی منفی کمتری دارند. برخی حسنِ تعبیرها به منظور سرگرمی و برخی دیگر برای مثبت جلوه دادن یک رویداد منفی استفاده میگردد.
💡 میدانهای شهری به عنوان مکانی دارای مفاهیم حسی و معنایی، برای بررسی عوامل تأثیر گذار بر میزان دلبستگی به یک فضای عمومی میتواند نقش مؤثری در هویت و مطلوبیت میدانها داشته باشد.
💡 هر چیزی که احتمالاً قصد اصلی بودهاست، دالای مغولی که هیچ معنایی در زبان تبتی ندارد، بهطور عام به صورت یک عنوان درآمد.
💡 از چینی «خلیج پلکانی» (مزارع پلکانی برنج بر بستر کوه). البته نویسهٔ قدیمیتر آن (台員) معنایی کاملاً متفاوت میدهد. پرتغالیان نام قوم بومی Tayouan یا Teyowan را برآن نهادند و و بازرگانان چینی آن را به این نام تبدیل نمودند.
💡 هنگامی که تعریفی بیان میشود به هیچ وجه اطلاعاتی در اینباره به دست نمیدهد که، آیا چیزی که در تعریف وصف شدهاست واقعاً وجود دارد یا نه. یعنی تعریف میتواند بیانکنندهٔ چیزهای خیالی باشد که وجود ندارند. مثل قنطورس؛ یا در واقع نمیتوان گفت که قنطورس معنایی ندارد.