زر تاری

لغت نامه دهخدا

زرتاری. [ زَ ] ( ص نسبی مرکب ) زری و پارچه ای که نسج آن از زر باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

زری و پارچه ای که نسج آن از زر باشد

جمله سازی با زر تاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به اندودن مس خود را طمع دارد طلا گردد دل روشن کسی کز رخت زر تاری طمع دارد

💡 مهیاست بهرت، مکن دل غمین قباهای زر تاری آتشین!

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز