لغت نامه دهخدا
الهی کاشانی. [ اِ لا ی ِ ] ( اِخ ) حکیم صدرالدین مسیح الزمان. متوفی در حدود 1032 هَ. ق. در تذکره ها بنسبتهای گوناگون از قبیل قمی، هندی و کاشانی یاد شده است. وی از پزشکان عهد جهانگیر پادشاه بود. بهند رفت و در نزد جهانگیر مقرب گردید. آنگاه به سفر حج شتافت و پس از مراجعت درگذشت. این بیت از اوست:
بر گل فتاد چشم تو در عالم خمار
کیفیت از شراب فزون شد گلاب را.
رجوع به تذکره صبح گلشن ص 35 و فرهنگ سخنوران و الذریعة ذیل دیوان الهی قمی شود.