افتخار الحجاب

لغت نامه دهخدا

افتخارالحجاب. [ اِ ت ِ رُل ْ ح ُج ْ جا ] ( اِخ ) حاجبی بافضل و شاعری باذوق از شعرای آل سلجوق بوده است. عوفی آرد: السید الاجل کمال الدین افتخارالحجاب الحسین الحسنی الحاجب. آن حاجبی باپیشانی که نور دیده فضل و غره روی معانی بود. وقتی ضیاءالدین عبدالرافعبن فتح هروی که جهان فضل و آسمان هنر بود، بنزدیک او قطعه ای فرستاد و او در جواب ابیات زیر انشا کرد و فرستاد:
افضل مشرق، ضیاء دین که ز خامه
تیر فلک را گهر نثار فرستد
سوی عروسان بکر لفظ و معانی
خاطر او طوق و گوشوار فرستد
عقل ز ادراک هرچه عاجز ماند
زود بدان طبع هوشیار فرستد.( از لباب الالباب چ نفیسی ص 545 ).

فرهنگ فارسی

حاجبی با فضل و شاعری با ذوق از شعرای آل سلجوق بوده است.

جمله سازی با افتخار الحجاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کز فروغ تو است کیهان سخن را روشنی کز وجود تست اقلیم هنر را افتخار

💡 لباس عاریتی پرده دار ناکامی است به هر چه از تو جدا گردد افتخار مکن

💡 از افتخارات وی میتوان به کسب مدال نقره اشعار غنایی در بخش مسابقات هنری بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۳۶ اشاره کرد.

💡 خدمت به مردم يك افتخار است و اين خدمت هرچه دشوارتر باشد افتخار آن بيشتر و ثوابالهى آن والاتر است.

💡 دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار گوشهٔ تاج سلطنت می‌شکند گدای تو

💡 وی برندهٔ جوایزی همچون لژیون افتخار و نشان ستاره برنزی شده‌است.

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز