آسیبهای تلویزیون به مجموعه اثرات منفی و پیامدهای نامطلوبی گفته میشود که استفاده نادرست، بیش از حد یا بدون کنترل از برنامههای تلویزیونی میتواند بر ذهن، رفتار و سبک زندگی افراد، بهویژه کودکان و نوجوانان، بر جای بگذارد. تلویزیون اگرچه میتواند وسیلهای برای آموزش، اطلاعرسانی و سرگرمی باشد، اما در صورت مصرف نادرست، ممکن است باعث کاهش تمرکز، افت تحصیلی و ضعف در مهارتهای ارتباطی شود. یکی از مهمترین آسیبهای آن، افزایش انفعال ذهنی است، زیرا فرد به جای فعالیت فکری و جسمی، مدت زیادی را در حالت نشستن و تماشا کردن سپری میکند. همچنین مشاهده برنامههای نامناسب یا خشونتآمیز میتواند بر شکلگیری رفتارهای پرخاشگرانه یا الگوگیری نادرست در مخاطب اثر بگذارد. از دیگر پیامدهای منفی تلویزیون، کاهش تعاملات خانوادگی و اجتماعی است، زیرا افراد زمان کمتری را به گفتوگو و ارتباط مستقیم با دیگران اختصاص میدهند. در برخی موارد، تماشای طولانیمدت تلویزیون باعث مشکلات جسمی مانند خستگی چشم، کمتحرکی و اختلال در خواب نیز میشود. علاوه بر این، تبلیغات تجاری موجود در تلویزیون میتواند نیازهای کاذب ایجاد کند و سبک مصرفگرایی را در افراد تقویت نماید. در مجموع، آسیبهای تلویزیون زمانی شکل میگیرند که استفاده از آن بدون مدیریت، نظارت و انتخاب آگاهانه صورت گیرد و به جای بهرهمندی از محتوای مفید، مصرف بیرویه و غیرهدفمند جایگزین آن شود.
اسیب های تلویزیون
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] آسیب های تلویزیون. تلویزیون بعنوان یکی از قدرتمندترین رسانه ها که همچون سایر رسانه ها، اقتضائات و قابلیت های خاص خود را داراست، جایگاه پراهمیتی در نظام های سیاسی و حکومتی گوناگون دارد و هر کشوری سعی می کند از آن در راستای سیاست ها و براساس ارزشهای مقبول خود بهره بگیرد.
در کشور ما هم این رسانه، که توانائی در تعامل قرار گرفتن با دین را داراست، بایستی منطبق با ارزشهای اسلامی و انقلابی، گام برداشته و کارکردهای خود را براین اساس تنظیم نماید. اما به هر حال در این عرصه با آسیب ها و اشکالاتی روبروست که این مشکلات می توانند در صورت بی توجهی، به دین و دینداری، خدشه وارد کنند. این نوشتار برآنست تا به برخی آسیب های آشکار موجود در برنامه های دینی و برخی آسیب ها که سائر برنامه ها در رابطه با دین یا دینداری دارند بپردازد.
مقدمه
برقراری ارتباط که مبادله ی اطلاعات را به همراه دارد و در پرتوی آن انسان ها می توانند ضمن انتقال خواسته های خود به همدیگر، به واقعیت های تازه ای دست یابند نیازمند ابزاری بنام رسانه هاست.
وسیله ارتباط بشر
یعنی زبان که در نهاد بشر به ودیعه نهاده شده، با وسعت محیط زندگی بشری و افزایش فاصله ها، جوابگوی نیاز بشری نبود؛ لذا موجب شد تا انسان خلاق، به سمت ابداع رسانه های جدیدی گام بردارد. سرانجام با اختراع چاپ در حدود سال ۱۴۵۰م، اولین عصر ارتباطات جمعی، رقم خورد و انسان از کهکشان شفاهی پای به کهکشان گوتنبرگ گذاشت. اینگونه از ارتباط با ایجاد رسانه های نوین و الکترونیکی مانند سینما، رادیو و تلویزیون وارد عصر جدیدی شد و به عقیدۀ «مک لوهان» عصر مارکنی یا ارتباطات الکترونی آغاز گردید.
تنوع محتوایی تلوزیون
...