اسم مقصور

لغت نامه دهخدا

اسم مقصور. [ اِ م ِ م َ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به اسماء مقصوره شود.

جمله سازی با اسم مقصور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مشهورترین منظومهٔ نوعی «سوز و گداز» است، که در بحر هزج مسدس مقصور یا محذوف مشتمل بر پانصد بیت سروده شده.

💡 بر اقتضای رای تو مقصور شد قضا تا جمله آن کند که بود اقتضا تو را

💡 همت شه نه به این فتح کمین شد مقصور مکن ای وهم در این باب تو کوته‌نظری

💡 در بحر هزج مسدس اخرب مقبوض مقصور و محذوف، نظم این مثنوی به سال ۵۸۸ هجری به پایان رسیده‌است و از آنجاست:

💡 در حديثى دارد سه چيز از سعادت مرد است: همواره بدنش به مرض و بلائى مقرون، ودائما قلبش به حزن و اندوهى محفوف، و دستش ازمال دنيا تهى و مقصور است.

💡 بر حمد و شکر مدح تو مقصور کرده ام تا در تنم دلست و زبانست و خاطرست

💡 در دستور زبان فارسی، اسم مقصور به اسمی گفته می‌شود که در پایان آن الف مقصوره وجود دارد و نقش‌های نحوی را می‌پذیرد.

💡 دانش‌آموزان باید یاد بگیرند که چگونه اسم مقصور را در جملات مختلف از نظر حرکت‌های اعراب و قواعد دستوری به درستی تشخیص دهند.

💡 استاد زبان عربی در جلسه امروز، نکات بسیار مهمی را درباره نحوه ساخت و کاربرد اسم مقصور در متون ادبی کلاسیک توضیح داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران