در قرآن کریم، پدیدهی استضعاف بنیاسرائیل بهصورت گسترده مورد توجه قرار گرفته است. فرعون با سلطهگری خود، آنان را در موقعیتی ضعیف و تحتستم قرار داده بود؛ بهگونهای که اهل مصر را به گروههای مختلف تقسیم کرد و طیفهایی از آنان بهویژه بنیاسرائیل را در وضعیتی تحقیرآمیز نگاه داشت. از نشانههای بارز این استضعاف، سیاست قتلعام پسران و زندهنگهداشتن دختران برای بهرهکشی و خدمتگاری بود تا با محروم کردن آنان از نیروی مردان، نسل و بنیهی این قوم را به تدریج نابود سازد.
خداوند متعال در آیات قرآن، نجات بنیاسرائیل از این وضعیت را از نعمتهای بزرگ خود برشمرده است. به سبب صبر و استقامتی که در دوران ستم پیشه کردند، وعدهی الهی تحقق یافت و آنان را وارثان مشرق و مغرب زمینِ پربرکت ساخت. همچنین، کاخها و باغهای مجللی که فرعون و فرعونیان به عنوان نماد قدرت و فساد خود بنا کرده بودند، به کلی درهم کوبیده شد و حاکمیت ستمگرانهی آنان پایان پذیرفت.
واژهی یستضعفون در قرآن که از مادهی استضعاف گرفته شده، از نظر مفهومی با اصطلاح امروزی استعمار قابلقیاس است؛ با این تفاوت که استعمار در ظاهر به معنای آبادانی است، در حالی که باطنی ویرانگر دارد، اما استضعاف هم در ظاهر و هم در باطن به معنای تضعیف و بهرهکشی از یک گروه تحت سلطه است. قرآن با بیان این روایت، همزمان هم به ظلمپذیری مستمر بنیاسرائیل اشاره میکند و هم با نمایش پیروزی نهایی مستضعفان، سنت الهی در یاری صابران را نمایان میسازد.