اره جان

لغت نامه دهخدا

اره جان. [ اَرْ رَ ] ( اِخ ) شهری است که مابین آن شهر و شیراز شصت فرسنگ راه است و آنرا عوام اره غان خوانند با غین نقطه دار. ( برهان ). رجوع به ارجان، ارگان و ارغان شود.

فرهنگ فارسی

شهری است که بین آن و شیراز ۶٠ فرسنگ راه است

جمله سازی با اره جان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خون تا به چند در دلم ای نازنین کنی؟ بسمل مرا به اره چین جبین کنی

💡 سرویم و بر آزادی ما سایه گرانست کو اره کزین نیز سبکبار نشینیم

💡 اره در پا ز آمد و رفت در دونان نهاد نخل عزتها بسی از پا درآورد احتیاج

💡 جورکشی بر درت ساخت مرا سربلند اره فرق من است کنگر ایوان عشق

💡 نگیرد نخل غم زآن رو در آن اوج که دروی اره آبیست هر موج

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران