ارد دادن

فرهنگ معین

(اُ. دَ ) [ انگ - فا. ] (مص ل. ) دستور دادن، امر کردن.

جمله سازی با ارد دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه کُنُـم بهز یُ وَم ور نمیا شرحِ فراق تـُنه دادن بِیشتر

💡 بست عهد نقد جان دادن فضولی در رهت آن مبادا گر تو او را بخت بد سازد خجل

💡 حکمت تقدیر ایزد نیست آخر از گزاف دین و دولت را بدست حکم تو دادن زمام

💡 گرت هست، این سخت پیکار چیست؟ به خود دادن این رنج و آزار چیست؟

💡 بر خویش جلوه دادن خود بود کار تو تا صد هزار کار ز یک کار آمده

💡 در دسامبر ۲۰۱۴ شواهدی مبنی بر هدف قرار دادن سیستم عامل‌های لینوکس وجود داشت.