فرهنگستان زبان و ادب
آب درون شامه ای
{amniotic fluid} [پزشکی] مایع درون حفرۀ درون شامه ای
آب درون شامه ای
{amniotic fluid} [پزشکی] مایع درون حفرۀ درون شامه ای
💡 ای یوسف زمان بنشان این غبار غم کان بر درون سینه اخوان نشسته است
💡 دو خداوند به یک خانه موافق نبود تو درون آمدیم در دل و جان بیرون رفت
💡 در بازدم به دلیل کوچک شدن حجم درونی قفسه سینه و زیاد بودن غلظت هوا و اجزای آن مانند دی اکسید کربن، هوا ی درونی ششها توسط پخش مولکولی به بیرون ششها منتقل میشود.
💡 زبانهای پردازهنویسی درون یک زبان بزرگتر اجرا میشوند. این زبان باید با زبان پردازهنویسی داخلی از طریق یک لایه ارتباط برقرار کند، که آن رابط ربن (برنامهنویسی نرمافزار) است.
💡 چو مجمر گر برآرم زین درون آتشین دودی ز روی مرحمت باید، بر آن دامن بگستردن
💡 خاقانی از اول که دمی داشت فزون میبود درون پرده چون پرده درون