گوهر سفتن

لغت نامه دهخدا

گوهر سفتن. [ گ َ / گُو هََ س ُ ت َ ] ( مص مرکب ) سوراخ کردن گوهر. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). دُر سفتن. || کنایه از انشای سخن کردن. ( برهان قاطع ) ( بهار عجم ) ( مؤید الفضلا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). قصه خوانی و آن را گهر سفتن هم میگویند. ( برهان قاطع ) ( بهار عجم ) ( ناظم الاطباء ). سخنان نغز گفتن. لطیفه گفتن. گهر سفتن. || کنایه از بردن بکارت. ( بهار عجم ).

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱ - سوراخ کردن گوهر در سفتن. ۲ - سخن آفریدن گفتار نغز گفتن. ۳ - قصه گفتن. ۴ - ازال. بکارت کردن.

جمله سازی با گوهر سفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رواست انّی انااللّه گفتن او که پنهان نیست گوهر سفتن او

💡 من اندر وصف گل درها بسفتم کنون هنگام گوهر سفتن تست

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز