لغت نامه دهخدا
گوش شوی. ( اِ مرکب ) و در تداول عامه گوش شور. آلتی که بدان گوش شویند. آلتی طبیبان متخصص گوش را محض شستن گوش. ( یادداشت مؤلف ). || ( نف مرکب ) آنکه گوش شوید. که به شستن گوش پردازد.
گوش شوی. ( اِ مرکب ) و در تداول عامه گوش شور. آلتی که بدان گوش شویند. آلتی طبیبان متخصص گوش را محض شستن گوش. ( یادداشت مؤلف ). || ( نف مرکب ) آنکه گوش شوید. که به شستن گوش پردازد.
۱ - (صفت ) آنکه یا آنچه گوش را بشوید و پاک کند. ۳ - ( اسم ) آلتی که پزشکان بتوسط آن گوش را شستشو دهند.
ودر تداوال عامه گوش شور. آلتی که بدان گوش شویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر چنانکه سر آن داری که کافر شوی، گوش دار، از آن بزرگ نشنیدهای که گفت: آنچه نزد خلق، محمد است نزد ما خداست؛ و آنچه خداست پیش خلق، نزد ما محمد است. «ماجَعَلَ اللّهُ لِرَجُلِ مِنْ قَلْبَیْنِ فی جَوْفِهِ» این مقام باشد. پس آنچه حاضر بود، غایب باشد؛ و آنچه غایب باشد، حاضر بود. «اَلشّاهِدُ یَرَی مالایَرَی الغَائبُ» این باشد.