لغت نامه دهخدا
کیوج. [ کی وَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان الان براغوش است که در بخش الان براغوش شهرستان سراب واقع است و 1490 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
کیوج. [ کی وَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان الان براغوش است که در بخش الان براغوش شهرستان سراب واقع است و 1490 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دهی است از دهستان آلان براغوش بخش آلان بارغوش شهرستان سراب واقع در ۳ کیلومتری جنوب مهربان جلگه و معتدل و گرم دارای ۱۴۹٠ تن سکنه.
کیوج یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان اردلان بخش مهربان قرار دارد.
این روستا در کنار بخش مهربان قرار دارد جمعیت بومی که به طور دائم ساکن آن باشند طی سال های اخیر افزایش یافته است و این روستا توسعه یافته است. دو رودخانه کوچک در حاشیه این روستا به نام های چکی و آجی ( تلخه رود ) وجود دارد که یکی قابل شرب و دیگری غیرقابل شرب است. این روستا دارای امکاناتی چون برق، گاز، تلفن، لوله کشی آب، سوپر مارکت، نانوایی و... می باشد. دارای طایفه های بسیاری می باشد
بسیاری از مردم این روستا در زمان گذشته به تهران و تعداد اندکی به قزوین و رشت مهاجرت کردند.
شغل اکثر مردمان کیوجی تولید و فروش پلاستیک در بازار پله نوروزخان باقرشهر مجتمع تجریشی مجتمع فرخی کهریزک حسن آباد شهرک صنعتی شمس آباد هستند.
از جمله رییس های اتحادیه پلاستیک تهران و شهر ری از این روستا می باشند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سالها پیش یک استودیوی فیلمسازی تعطیل شده و حال یک مستندساز (جنیا تاچیبانا) رد ستاره محبوب آن را که سی سال است در انزوا زندگی میکند پیدا کرده و میخواهد با او مصاحبه کند. تاچیبانا به بازیگر پیر کلیدی میدهد که قبلاً متعلق به او بوده و همین باعث میشود که او تمام مطالب را بیان کند و در تمام مدت، تاچیبانا و کیوجی ایدا (فیلمبردار) در سخنان او غرق میشوند. میفهمیم که آن کلید را یک نقاش انقلابی در دوران جوانی به او داده و او با ورود به بازیگری درصدد پیدا کردن او بودهاست.