لغت نامه دهخدا
کتلر. [ ک َ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کهنه فرود بخش حومه شهرستان قوچان. جلگه ای و سردسیر. سکنه 244 تن. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، بادام و پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری وقالیچه بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
کتلر. [ ک َ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کهنه فرود بخش حومه شهرستان قوچان. جلگه ای و سردسیر. سکنه 244 تن. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، بادام و پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری وقالیچه بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرمان فون سالزا (نخستین؛ ۱۲۲۶–۱۲۳۹) گاتهارد کتلر (آخرین؛ ۱۵۵۹–۱۵۶۱)