لغت نامه دهخدا
چهارزبانی. [ چ َ / چ ِ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل چهارزبان. رجوع به چهارزبان شود. || ( اِ مرکب ) کنایه از چهارعنصر است. رجوع به چارزبانی شود.
چهارزبانی. [ چ َ / چ ِ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل چهارزبان. رجوع به چهارزبان شود. || ( اِ مرکب ) کنایه از چهارعنصر است. رجوع به چارزبانی شود.
عمل چهار زبان. یا کنایه از چهار عنصر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاعر در این منظومه از چهار دستگاه اصلی موسیقی مقامی، راست، شور سهگاه و چهارگاه سخن به میان آورده و امتیازات آنها را با زبانی سرشار از حس و شاعرانگی بیان کردهاست.