لغت نامه دهخدا
چشم گرداندن. [ چ َ / چ ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) خیره نگریستن. بقهر و غضب کسی یا چیزی را نگاه کردن. بخشم در کسی نگریستن. چشم غره رفتن.
چشم گرداندن. [ چ َ / چ ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) خیره نگریستن. بقهر و غضب کسی یا چیزی را نگاه کردن. بخشم در کسی نگریستن. چشم غره رفتن.
( مصدر ) ۱ - خیره نگریستن. ۲ - بقهر و غضب نگاه کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و امر ما تنها يكى، آن هم به سرعت چشم گرداندن است (50).
💡 و اگر اينجا امر آن را به چشم بر هم زدن تشبيه كرده خواسته است فوريت آن رابرساند، چون (لمح ) به معناى چشم باز كردن براى ديدن است كه براى انسانهاآسان ترين و كم مدت ترين كارها است، پس در حقيقت تشبيه مذكور با تشبيه بحسب فهمشنونده است، و بهمين جهت دنبالش فرمود: (او هو اقرب: و يا نزديك تر از آن است )از مثل چنين سياقى فهميده مى شود كه از بيان قبلى اعراض شده، گويا خداى تعالىگفته است: امر قيامت در آسانى و سهولت نسبت به من، شبيه چشم گرداندن براىشماست، و اگر آن را چنين تشبيه كردم بمنظور رعايتحال و فهم شما است، خواستم تا آسانى آن را به فهم شما نزديك كنم و گر نه براىما از اين هم آسانتر است همچنانكه در جاى ديگر در باره آن فرموده:(يقول كن فيكون ) پس امر قيامت نسبت به قدرت و مشيت خداى تعالى مانند امر آسانترينخلق است.