لغت نامه دهخدا
هول دادن. [ هََ / هُو دَ ] ( مص مرکب ) دفعةً تکان دادن کسی را به قصد افکندن او و بیشتر از جای بلند به گودال و جایی پست، و ظاهراً این معنی بسبب بیمی که از افکندن کسی او را حاصل آیدبرخاسته است. || تهدید کردن. ترسانیدن.
هول دادن. [ هََ / هُو دَ ] ( مص مرکب ) دفعةً تکان دادن کسی را به قصد افکندن او و بیشتر از جای بلند به گودال و جایی پست، و ظاهراً این معنی بسبب بیمی که از افکندن کسی او را حاصل آیدبرخاسته است. || تهدید کردن. ترسانیدن.
( مصدر ) ایجاد ترس کردن یا نقل خبری وحشت آور و امثال آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جدا از تفاوت املایی در عنوان آلبوم، این قطعه ماجرای سیزیف را از لحاظ موسیقی تفسیر میکند. تجسم رایت از هول دادن یک سنگ در سطحی شیبدار به طرف بالا؛ مسلماً آهسته است، بخشهایی از آهنگ رایت هم تقریباً آهسته است.