انتخاب شهر مکّه توسط امام حسین(علیهالسلام) تصمیمی سنجیده و حسابشده به شمار میرفت. این انتخاب، افزون بر بهرهگیری از قداست و امنیت حرم مکّه که احتمال تعرض دشمنان را به حداقل میرساند، از بُعدی راهبردی نیز برخوردار بود. ورود امام به مکّه در آستانه موسم حج صورت پذیرفت؛ زمانی که این شهر، میعادگاه انبوه مسلمانان از اقصی نقاط قلمرو اسلامی بود. بدین ترتیب، مکّه به مناسبترین کانون برای انتشار پیام و انتقال مواضع امام به عموم جامعه اسلامی تبدیل شد.
با استقرار امام حسین(علیهالسلام) در مکّه، جریان مردمی به سوی ایشان معطوف گشت. مردم گروهگروه به محضر امام شرفیاب میشدند و توجه خود را از عبداللهبنزبیر، که پیش از این حضوری فعال در مکّه داشت، بازمیگرفتند. خود ابنزبیر نیز که عادت داشت بیشتر اوقات روز را در جوار کعبه به عبادت سپری کند، حال بهصورت مرتب هر دو روز یکبار یا دو روز پیاپی به ملاقات امام میآمد و پیوسته مشورت میخواست. این رفتوآمدها گرچه در ظاهر حاکی از ادب و تعامل بود، اما انگیزهای عمیقتر در پشت خود داشت.
حضور امام حسین(علیهالسلام) در مکّه بیش از هر چیز برای ابنزبیر گران و ناخوشایند مینمود. او به خوبی آگاه بود که تا زمانی که امام در مکّه حضور دارد، مردم این شهر با وی بیعت نخواهند کرد. جایگاه رفیع امام در نزد عموم مسلمانان و اطاعت بیچون و چرای آنان از ایشان، آرزوهای سیاسی ابنزبیر را تحت الشعاع قرار میداد. بنابراین، وجود امام(علیهالسلام) نهتنها مانعی بزرگ در راه تحقق اهداف وی به شمار میرفت، بلکه مشروعیت و نفوذ کلام او را نیز در میان مردم مکّه به شدت تضعیف میکرد.