موارات

لغت نامه دهخدا

موارات. [ م ُ ] ( ع مص ) پوشیدن. پوشیده داشتن. پوشانیدن. نهان کردن. نهفتن. ( یادداشت مؤلف ). مستورداشتن خبر و غیر آن را اظهار کردن. نهان داشتگی: وقت کشف آن تلبیس نفرمودند و اغضا و مواراتی رفت. ( تاریخ جهانگشای جوینی ). رجوع به مواراة شود.
مؤاراة. [ م ُ آ ] ( ع مص ) منظم کردن و علف خورانیدن دواب در یک جا. ( منتهی الارب ). مؤارات. بستن ستور را با ستور دیگر در یک جا و علوفه دادن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مواراة. [ م ُ ] ( ع مص ) نهفتن چیزی را. ( منتهی الارب ). واپوشانیدن. ( ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص 96 ). پوشیدن. ( المصادر زوزنی ). پوشیدن.توریه. ستر کردن خبری و غیر آن را اظهار کردن. مدامسه. نهفتن. پنهان کردن. پوشانیدن. ( یادداشت مؤلف ). || ستیهیدن. ( ترجمان القرآن جرجانی ص 96 ).

فرهنگ فارسی

پوشیدن. پوشیده داشتن.

جمله سازی با موارات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرّ اين كه به خَلْف (پشت ) و قُدّام (جلو) وراء گفته مى شود اين است كه در هر كدام از اين دو كلمه، مفهوم موارات (ستر و خفاء) اشارب شده است. البته بعيد نيست كه واژه وراء از مادّه وراء يراء ورءاً كه به معناى دفع و امتلاء است، مشتق شده باشد؛ زيرا گويا آنچه در پيش رو يا پشت سر انسان واقع شده، خارج از او و غى مرتبط به اوست و او آن را از خود دفع كرده است (1212).

💡 و نيز از زمينه كلام استفاده مى شود كه كلاغ مزبور بعد از بحث و گود كردن زمين چيزىرا در زمين دفن كرده بوده، چون ظاهر كلام اين است كه كلاغ خواسته چگونه دفن كردن رابه قاتل تعليم دهد، نه چگونه بحث و جستجو كردن را، و صرف بحث و جستجو نمىتواند چگونه دفن كردن را به وى ياد دهد، چون او مردى ساده لوح بوده، و قهرا ذهن اواز صرف بحث به دفن منتقل نمى شده، بلكه ساده فهمى او به حدى بوده كه تا آنموقع معناى بحث را نفهميده، چگونه ممكن است از بحث و منقار به زمين زدن كلاغمنتقل به دفن و پنهان كردن بدن مقتول در زير خاك بشود؟ بااينكه بين اين دو هيچگونهملازمهاى نيست، معلوم مى شود كه انتقال ذهن او به معناى دفن و موارات بخاطر اين بودهكه ديده كلاغ زمين را بحث كرد، و سپس چيزى را در آن دفن كرد و خاك به رويش ريخته.

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز