مماثله

لغت نامه دهخدا

مماثله. [ م ُ ث َ / ث ِ ل َ / ل ِ ] ( از ع، اِمص ) همانند شدن. مماثلة. مماثلت. || ( اِمص ) مانندی. مانندگی. همانندی. شباهت. || ( اصطلاح بدیع ) در اصطلاح بدیع، آن است که اجزای جمله از کلام تماماً یا غالباً موازی اجزای جمله دیگر باشد مانند: فی سدر مخضود و ماء مسکوب. ( قرآن مجید ).
پرتوی از رای او پیرایه خورشید وماه
نکته ای از لفظ او سرمایه دریا و کان.
آنکه بیرون برد تیغش چین ز رخسار سپهر
وآنکه بیرون برد تیرش زخم ز ابروی کمان
خوانده تیغش بر خلایق خطبه فتح و ظفر
داده عدلش بر ممالک مژده امن و امان
ای براق دولتت را فرق فرقد پایگاه
ای همای همتت را اوج برجیس آشیان.ظهیر فاریابی.رجوع به مماثلث و مماثلة شود.

فرهنگ عمید

۱. مانند شدن، مثل هم شدن.
۲. کسی یا چیزی را به دیگری مانند کردن.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) مانند شدن. ۲ - ( اسم ) مانندگی.
مماثلت. مانند و مشابه گردیدن. مانند شدن.

جمله سازی با مماثله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قرآن به مؤ منان توصيه مى كند كه در موضوع خشم بايد مماثله رامراعات كنند. البته، همواره خداوند سفارش كرده كه اگر بتوانى بدون استفاده از نيروىخشم جلوى تجاوز را بگيرى، اولى است.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز