لغت نامه دهخدا
مقذوف. [ م َ ] ( ع ص ) آنکه به ارتکاب زنا یا لواط منسوب است. و رجوع به قذف شود.
مقذوف. [ م َ ] ( ع ص ) آنکه به ارتکاب زنا یا لواط منسوب است. و رجوع به قذف شود.
آنکه به ارتکاب زنا یا لواط منسوب است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مساءله 4 - هر زمان كه قذف ثابت و حد آن واجب شود آن حد ساقطنمى شود مگر آنكه مقذوف او را تصديق كند، هر چند كه يك نوبت باشد (يعنى يك بارآنكه قاذف با آوردن چهار شاهد زناى او را ثابت كند، و مگر در صورتيكه مقذوف از حقخود صرف نظر نموده او را عفو نمايد كه در اين سه صورت حد قذف ساقط مى شود، واگر قاذف را عفو كرد و سپس از عفو خود برگشت و مطالبه حد او را نمود اين برگشتشديگر اثر ندارد، در يك جاى ديگر نيز حد قذف ساقط مى شود و آن زمانى است كهشوهرى نسبت زنا به زن خود دهد و زن با او ملاعنه كند كه بعد از ملاعنه ديگر شوهر حدقذف نمى خورد.
💡 شاهد نياورد بايد تازيانه بخورد، و شخص متهم تبرئه شود، با اينحال چرا رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) بيش از يك ماه حكم خدا را در حق قذف كنندگانجارى نكرد و منتظر وحى ماند تا دستورى در امر عايشه برسد و در نتيجه اين مسامحه،قضيه دهان به دهان بگردد و مسافران از اينجا به آنجا بكشانند و كار به جايى برسدكه ديگر وصله بر ندارد؟ مگر آيه شريفه غير آن حكم ظاهرى چيز زايدى آورد؟ وحيى همكه آمد همان را بيان كرد كه آيه قذف بيان كرده بود كه مقذوف به حكم ظاهرى شرعىبراءت دارد.