قرقس
لغت نامه دهخدا
قرقس. [ ق ِ ق ِ ] ( ع اِ ) پشه ریزه. ( منتهی الارب ). چیزی است پشه مانند که بدان جرجس گویند. ( اقرب الموارد ).
قرقس. [ ق ِ ق ِ ] ( معرب، اِ ) گِلی است که بدان مهر کنند، و به فارسی جِرْجِشت گویند. ( المعرب جوالیقی ص 270 ).
قرقس. [ ق َ ق َ ] ( ع اِ ) گوشتی است همچون عصب که در دهان رحم روید، به تابستان دراز و به زمستان کوتاه شود. ( بحر الجواهر ).
فرهنگ فارسی
گوشتی است همچون عصب که در دهان رحم روید به تابستان دراز و به زمستان کوتاه شود.
جمله سازی با قرقس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم مرکز شهرستان (شهر تاکستان) و شهر اسفرورین و روستاهای قرقسین و خروزان تات هستند و به زبان تاتی سخن میگویند.