قضم

لغت نامه دهخدا

قضم. [ ق َ ] ( ع مص ) خائیدن و خوردن چیزی خرد و ریزه را که به کرانه دندان کفانیده شود، یا خوردن چیزی خشک را. || خوردن ستور علف را. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). و در مثل گویند: یبلغ الخضم بالقضم؛ یعنی به خوردن به اطراف دندان به سیری رسد، یعنی به نرمی و آهستگی در امور دشخوارو به نهایت دور رسد. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
قضم. [ ق َ ض َ ] ( ع اِ ) شمشیر. || ( اِمص ) شکستگی و تکسر. گویند: فی مضارب السیف قضم. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || کفتگی است در دندان، یا شکستگی کرانه های آن، یا کم و ریزه شدگی دندان، یا سیاه گشتگی آن. || ج ِ قضیم. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قضیم شود.
قضم. [ ق َ ض ِ ] ( ع ص ) تیغ که روزگار برآمده باشد و روی فروریخته. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

تیغ که روزگار بر آمده باشد و روی فرو ریخته.

جمله سازی با قضم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 7- لقب قضم براى على (ع ) جنگ احد بود طلحة بن ابى طلحه قهرمان و پرچمدارغول پيكر دشمن به ميدان تاخت. امام على (عليه السلام ) به ميدان او رفت و درگيرىشديدى پديد آمد و سرانجام طلحه بدست على (عليه السلام ) كشته شد. هنگامى كه طلحهبا على (عليه السلام ) روبرو شد فرياد زد يا قضم و بهنقل ديگر گفت: يا قضيم. شخصى از امام صادق (عليه السلام ) پرسيد: چرا دشمن، علىرا با اين لقب (قضم ) خواند؟ امام صادق (عليه السلام ) فرمود: اين لقب را براى اين بهعلى (عليه السلام ) گفت.

💡 جنگ احد بود طلحة بن ابى طلحه قهرمان و پرچمدارغول پيكر دشمن به ميدان تاخت. امام على (عليه السلام ) به ميدان او رفت و درگيرىشديدى پديد آمد و سرانجام طلحه بدست على (عليه السلام ) كشته شد. هنگامى كه طلحهبا على (عليه السلام ) روبرو شد فرياد زد يا قضم و بهنقل ديگر گفت: يا قضيم. شخصى از امام صادق (عليه السلام ) پرسيد: چرا دشمن، علىرا با اين لقب (قضم ) خواند؟ امام صادق (عليه السلام ) فرمود: اين لقب را براى اين بهعلى (عليه السلام ) گفت.

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز