لغت نامه دهخدا
سیل رام. [ س ِ ] ( اِخ ) نام فرشته رب النوع ابر و گران دود و نژم و ضیا است. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). نام فرشته موکل بر ابر و بخار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به فرهنگ دساتیر شود.
سیل رام. [ س ِ ] ( اِخ ) نام فرشته رب النوع ابر و گران دود و نژم و ضیا است. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). نام فرشته موکل بر ابر و بخار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به فرهنگ دساتیر شود.
نام فرشته رب النوع ابرو گران دود و نژم و ضیاست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو رامین یک زمان نالید بر دل ز دیده سیل خون بارید بر گل