زیر پیچ
لغت نامه دهخدا
زیرپیچ. ( اِ مرکب ) دستار کوچکی که در زیر دستار کلان بندند و آن را ته پیچ نیز خوانند. ( آنندراج ). عمامه و دستار کوچکی که در زیر دستار کلان پوشند. ( ناظم الاطباء ):
زدستار گنبد چه سازم بیان
که او را بود زیرپیچ آسمان.طاهر وحید ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
دستار کوچکی که در زیر دستان کلان بندند و آن را ته پیچ نیز خوانند.
جمله سازی با زیر پیچ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چند زیر تیغ حوادث نشسته ایم چون جوهر آرمیده بود پیچ و تاب ما