کباب شدن

لغت نامه دهخدا

کباب شدن. [ ک َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بریان شدن گوشت بر آتش. || سوختن. متأثر شدن. سخت متألم شدن از دردی:
سرو سعادت ازتف خذلان زگال گشت
و اکنون بر آن زگال جگرها کباب شد.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - بصورت کباب در آمدن. ۲ - بریان و سوخته شدن. یا کباب شدن دل. متاثر شدن.

جمله سازی با کباب شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کباب جگر وَز با گوشت جگر گاو یا گوسفند تهیه می‌شود. برای تهیهٔ آن جگر را در داخل لایه‌ای نازک از بافت چربی (پیه) که از پردهٔ دیافراگم حیوان تهیه می‌شود قرار داده و چربی را همچون پرده‌ای به دور آن می‌پیچند. جگر وَز می‌تواند با دو یا تنها یک سیخ جگر تهیه شود. در فرایند کباب شدن چربی اندکی برشته شده و جگر در داخل آن کباب می‌شود و چربی به داخل گوشت جگر سرایت می‌کند. می‌توان هر قطعه جگر را جداگانه پرده‌پیچ کرد یا اینکه کل سیخ یا سیخ‌ها را در یک قطعه پردهٔ بزرگ‌تر پیچید.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز