جامعه محوری
مترادفها
جامعهمحور، جامعهگرا
متضادها
فردمحور
فرهنگستان زبان و ادب
{sociocentrism} [روان شناسی] گرایش به ترجیح دادن نیازها و علائق و چشم اندازهای یک گروه اجتماعی بر ملاحظات خودمحورانۀ فرد
جمله سازی با جامعه محوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جامعهشناس روی والیس (۱۹۴۵–۱۹۹۰) استدلال کرد که ویژگی اصلی یک فرقه فرد محوری معرفت شناسانه است، و منظور او از این اصطلاح آن بود که حوزه اقتدار یک فرقه بر هر یک از اعضایش هیچ مرز مشخصی ندارد. بر اساس تعریف والیس، فرقهها عموماً گروههایی هستند که جهتگیریشان به سمت مشکلات اعضا است، ساختار منسجمی ندارند، اهل مدارا هستند، غیر انحصاریند، درخواستهای اندکی از اعضایشان دارند، مرز روشنی بین اعضا و غیر اعضا ندارند، ایجاد یا لغو عضویت اعضایشان سریع است و اعتقادات پایداری ندارند و مرزهای اعتقادیشان مبهم است. والیس مدعی است که فرقهها محصول محیط فرقهای هستند. دو جامعهشناس آمریکایی به نامهای رودنی استارک و ویلیام سیمس بینبریج نظرشان این است که شکلگیری فرقهها را میتوان با تئوری انتخاب آگاهانه توضیح داد. این دو در کتاب آینده دین این گونه ابراز نظر میکنند که … همه ادیان در ابتدا جنبشهای فرقهای گمنام، ضعیف و منحرف هستند.
💡 برخی از نظریات سیاسی معتقدند که ساختار جامعه محوری میتواند باعث تقویت پیوندهای اجتماعی و افزایش همکاری میان اعضای مختلف یک کشور شود.
💡 در رویکردهای آموزشی جدید، ایجاد یک محیط یادگیری جامعه محوری میتواند مهارتهای اجتماعی دانشآموزان را در تعامل با دیگران به طور چشمگیری بهبود بخشد.
💡 توسعه یک مدل اقتصادی جامعه محوری نیازمند برنامهریزی دقیق برای پاسخگویی به نیازهای تمامی اقشار مردم و کاهش شکافهای طبقاتی در جامعه است.